مردانگی

وقتی داستان عاشورا را می خوانم بزرگترین چیزی که به ذهنم خطور میکند واژه مقدس مرد بودن است.
منظورم از مرد بودن جنسیت مرد نیست که زنی همچون زینب مردانگی اش را در این روز به معنی واقعی کلمه اثبات میکند.
این روز را به تمام مردهای جهان تسلیت میگویم
.

فردا

امشب
من مستم و تو زیبایی
فردا صبح
من هشیار خواهم شد
اما تو هنوز هم زیبایی.

پیام نابودی

بیمار گونه
بیمار
نیمه شب از خواب بیدار میشوم
واز تو می خواهم ادامه
این شعر
را بسرایی
و به بسترم میخزم
در صحت کامل.

آن و آنها

زن روی سنگ قبر٫ مغموم٫ نشسته بود و با انگشتانش ٫داشت٫ نوشته های حک شده روی سنگ قبر را لمس میکرد.
زن دیگری به او نزدیک شد و با تعجب گفت:شما؟ من شما رو نمیشناسم.شما روی سنگ قبر همسر من نشسته اید.
زن٫با هراس روی قبر نگاه کرد و با عجله بلند شد و گفت:ببخشید.انگار اشتباه نشسته ام و آنجا را ترک کرد.زن دوم مات و مبهوت روی سنگ قبر مسیر زن اول را دنبال کرد.اما خیلی زود مسیر با رسیدن زن به در قبرستان تمام شد.اما او تا ساعتها دنبال مسیری برای دنبال کردن میگشت.