دیوانه ای هستم
با جیبهای پر از قلوه سنگ
شهر از من به پس کوچه ها پناه برده
هر پنجره ای که
قاب چهره خندانت نشود
فرو خواهد ریخت

 

پ.ن:این شعر کوتاه را دوست عزیزم رضا نوروزی گوهر برایم پیامک داد.نمیدانم نوشته خودش است یا از شاعر دیگری است.(محض اطلاع)