واژه تکراری
دوستت دارم
همین که از گفتن این واژه تکراری
مرا
به برزخ کسالت نمی کشانی
کافی ست
تا دوستت بدارم
همینکه چاره ای ندارم
برای این شبهای طولانی
همین که از گفتن این واژه تکراری
مرا
به برزخ کسالت نمی کشانی
کافی ست
تا دوستت بدارم
همینکه چاره ای ندارم
برای این شبهای طولانی
برای این جهان بی رویا
برای این هجوم اندوه مدام
زمان که می گذرد
به این فکر می کنم
که این واژه تا کجا پیش می رود؟
به روی سلول های خسته این تن
به کنج این نگاه افسرده
به زادگاه این همه افکار پژمرده
برای این منِ در آستانه فراموشی
فراموشی واژه دوست داشتن
همین که دوستت می دارم
کافیست
تا دوستت بدارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 5:58 توسط
|