«من به دنبال فرم‌ها و خطوط و تناسب‌های جدید هستم كه در ریتم‌های نامحدود طبیعت پراكنده هستند، و اگر این تناسب را گاهی در پرتره یك انسان و گاهی در یك در قدیمی و گاهی در پدیده‌های زندگی پیدا می‌كنم، هیچ‌گونه جای تعجب نخواهد بود. مهم این است كه بهانه‌ای پیدا شود ـ كلیدی كه بتوان درهای بسته را باز كرد، و اندیشه و احساس را بیرون كشید ـ كوشش من صرفاً بخاطر همین است.... وقایع و اتفاقات كمتر توجه مرا جلب می‌كنند، خیلی به‌ندرت اتفاق می‌افتد كه من بخواهم داستان و واقعه‌ای را بیان كنم. یك مقدار از فعالیت من در عكاسی معطوف آثار مستند و آنچه دور و برم هست می‌باشد، و در این كارهایم هرگز نخواسته‌ام مسئله را از نظر تحقیقی و تاریخی بررسی نموده و یا سندبرداری نمایم. بلكه زیبایی هنری و یك كمپوزیسیون پلاستیك و رابطه خط‌ها و فرم‌ها و با یك انتخاب خوب و به‌جا اساس كارم را تشكیل می‌دهد. چنین است كه عكاسی برای من كپی محض از طبیعت و واقع‌نمایی عینی نیست. من می‌خواهم در طبیعت و واقعیت‌های آن تصرف نمایم.»
احمد عالی



احمد عالی هیچ گاه به عکاسی به عنوان یک رسانه خبری یا سند تاریخی نگاه نکرده و این می تواند بزرگترین مولفه کاری او باشد. عکس و عکاسی با اینکه خود از هدایای دوره مدرنیسیم است اما خیلی زود دچار چالش هایی شد که یکی از آنها هنر بودن یا سند بودن آن بود.این بود که عده ای گمان می کنند صرف اینکه شاتر دوربین را در یک واقعه نادر فشار دهیم ،یک اثر هنری به عنوان عکس خلق کرده ایم.اما گاه مشاهده می شود تنها یک سوژه خارق العاده یا یک اتفاق بعید آن چنان بیننده را مجذوب می کند که خود او بعد از دقایقی به خود می گوید:خب.همین.بعدش چه؟
واقعا هم همین اتفاق می افتد.باید برگردیم به جمله ای با این مضمون که هر کاری که همه از عهده اش بربیایند دیگر هنر نیست.گاهی عکس هایی هستند بسیار جذاب.اما این ذات عکس نیست که جذب می کند بلکه چیزی که در عکس نمایش داده می شود جذاب است و عکس اینجا تنها واسطه ای خام و بی پیرایه است. اما عکس های احمد عالی چیزی بیش از یک سوژه یا یک صحنه زیبا است. کاری که عکاسهای دیجیتال امروز در مقابل سهل انگاری مخاطبان امروز انجام می دهند هم همین است که از درختی یا کلاغی یا نمی دانم از نوع نادری از یک فیل عکس می گیرند و بعد نمایشگاه می زنند و می شوند عکاس هنری. گرچه این نوشته نمی خواهد آثار این عکاسان را تقبیح کند اما با قاطعیت می توان گفت:این عکس ها می تواند صرفا یک فن آموخته و نه یک هنر لمس شده و مشهود در سیر کشف و شهودی یک هنرمند باشد.
احمد عالی یک هنرمند مدرن است.این در عکس هایش به وضوح دیده می شود.عکس برای او تنها یک بهانه ای محسوب می شود تا طرح های ذهنی اش را نمایش دهد.

مریم زندی (عكاس) در گفتگویی رودررو با احمد عالی از او می‌پرسد: «روزی آقای عالی را دیدم و صحبت شد. آقای عالی گفتند كه من دو چیز را ترك كرده‌ام. یكی سیگار و یكی عكاسی. خواستم ببینم آن‌روز چرا این حرف را زدند؟ چه چیزی باعث این ناامیدی شده بود؟ و ایشان در پاسخ می‌گویند: «شرایط اطراف و شرایط جسمی و روحی، دست به دست هم داده و عكس‌العمل‌ها به صورت ناامیدكننده‌ای شده است. از زمانی كه شروع به كار عكاسی كرده‌ام، به تصور خودم كوشیده‌ام در جهت اعتلای فرهنگ این كار و بدون هیچ چشم‌داشتی عمل كنم. همه تلاش‌ها از خود مایه گذاشتن بوده است. در این وضعیت وقتی خود را به دلیل همان شرایط كه گفتم تنها و رهاشده دیده‌ام، خُب طبیعی است كه دلگیر هم شده باشم.»


پ.ن: هنر نسخه دیگری از جهان واقعی نیست.از آن نکبت همان یکی کافی است.( ویرجیانا وولف