اینک دلیل می آورم
اینک دلیل می آورم
دلیل می خواستی که چرا باید
پرندگان را در باران
صدا کرد-دانه داد
دلیل می خواستی
که چگونه روز را باید آغاز کرد.
همه این هفته را
که از من بی خبر بودی
در خانه ماندم
به دنبال دلیل بودم
که برای تو بگریم.
بارانی نیست
گرمای تیرماه
آوازی در کنار همهمه های:مدام،سربی رنگ
این پرنده ای
که دوباره آرزوی قفس دارد
اما در خانه ی تو.
من همه این هفته نتوانستم
دلیل بیاورم:
که این آوازی است
از پرنده ای در کنار همهمه های مدام،سربی رنگ
که می خواهد دوباره به قفس برود
در قفس بمیرد
اما در خانه تو.
پرنده دلیل آورد.
از کتاب عاشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود
احمدرضا احمدی
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 21:0 توسط
|